رویاهایم زیر چتر باران خیس ونم خورده شدند

 ودر جاده آرزو محبوس کویری خشک شدم

لبانم از عطش سراب ترک خورده وخونین شده

در حسرتم نسیمی خنک در  روانم جاری شود

صدای فریاد مرا باد با هو هوی خود به هم می پیچاند

چشمانم پراز غبار در نور مهتاب سر گردان است

سینه به سینه کویر دل از جاده بریدم

هراسان از هجوم شب مهمان ستاره ها شدم